الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
367
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
سوگند به خدا ( اعتراف مىكنم كه جنگ ) عدهاى از شما را ( از ما ) گرفت و جمعى را باقى گذاشت ، اما ( بدانيد ) اين نبرد براى دشمنانتان كوبندهتر و خستگى آفرينتر بود ! من ديروز فرمانده و امير بودم ، ولى امروز مأمور و فرمانبر شدهام ! ، ديروز نهى كننده و باز دارنده بودم و امروز نهى شده و باز داشته شدهام ، شما زندگى و بقاى در دنيا را دوست داريد . و من نمىتوانم شما را به راهى كه دوست نداريد مجبور سازم كلام - 209 از سخنان امام عليه السّلام 394 امام عليه السلام در « بصره » به عيادت « علاء ابن زياد حارثى » كه از يارانش بود رفت و چون چشمش به خانه وسيع او افتاد فرمود : 395 اين خانهء با اين وسعت را در اين دنيا براى چه مىخواهى ؟ با اين كه در آخرت به آن نيازمندترى ! آرى مگر اين كه بخواهى به اين وسيله به آخرت برسى يعنى مهمان كنى ( و مهمانان در آن را گرامى دارى ) ، صله رحم نمائى و بدين وسيله حقوق ( لازم خود را ) اظهار كرده به مورد خود قرار دهى ! كه در اين صورت با اين خانه به آخرت نائل شدهاى ! « علاء » گفت : اى امير مؤمنان از برادرم « عاصم بن زياد » پيش تو شكايت مىآورم فرمود : مگر چه كرده ؟ « علاء » پاسخ داد : عبائى پوشيده و از دنيا كناره گرفته است . امام ( ع ) فرمود : حاضرش كنيد . هنگامى كه آمد به او فرمود : اى دشمنك جان خود ! شيطان در تو راه يافته و هدف تير او قرار گرفتهاى ! آيا به خانواده و فرزندانت رحم نمىكنى ؟